معنی شنون
8 بازدید
[ شَ ] (ع ص) فربه. || لاغر. از لغات اضداد است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || اشتر بمیان نزار و فربه. (مهذب الاسماء). شتر نه فربه نه لاغر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || گرسنه. (منتهی الارب). گویند: ذئب شنون؛ گرگ گرسنه. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شنون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر