معنی شنلک
8 بازدید
[ شَ لَ ] (اِ) خوشه، اعم از خوشهٔ انگور یا خرما یا گندم یا جو. (برهان) (از آنندراج). خوشه. (جهانگیری). سنبل. خوشهٔ غله و خوشهٔ انگور و خوشهٔ خرما. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شنلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر