معنی شنقناق
5 بازدید
[ شِ نِ ] (ع اِ) سردار پریان. (از منتهی الارب). علم است برای سرداری از سرداران جِن. (از اقرب الموارد). || بلا. داهیة. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شنقناق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر