معنی شنظب
5 بازدید
[ شُ ظُ ] (ع ص) مرد درازبالا و نیکوصورت. (منتهی الارب). دراز نیکوخوی. (از اقرب الموارد). || (اِ) هر آب کند که در آن آب باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، شناظب. (ناظم الاطباء). || (اِخ) موضعی است به بادیه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شنظب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظب» برای سرودن شعر