معنی شندر
5 بازدید
[ شِ دِ ] (ص) جندر. ژنده. کهنه و فرسوده. - شندر پندر؛ پندر ظاهراً از توابع شندر است و شندر و شندره و شرنده به معنی ژنده و کهنه و پاره پاره است و در مورد اشخاص بمعنی بد سر و وضع و ژولیده و پاره پوره و کثیف و حقیر استعمال می شود. (فرهنگ عامیانهٔ جمال زاده). رجوع به چندر پندر شود.[ شَ دَ ] (اِخ) محلی جزء بلوک غار از دهستانهای تابع تهران و شاید همان شَنْشَت باشد. رجوع به نزهةالقلوب چ اروپا ص ۵۳ و معجم البلدان ذیل شنشت و نزهةالقلوب چ دبیرسیاقی ص ۵۸ شود.
کلمات همقافیه با «شندر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر