معنی شندخ
6 بازدید
[ شُ دُ ] (ع ص) سخت دراز پُر. || اسب وقاد. || (اِ) شیر بیشه. (از اقرب الموارد). رجوع به شنذخ شود. || طعام که به مناسبت ضیافت ساختِ خانهٔ نو یا بازگشت از سفر و یا یافت شدن گم شده فراهم نمایند. (از اقرب الموارد). و رجوع به شنداخ شود.
کلمات همقافیه با «شندخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دخ» برای سرودن شعر