معنی شنخاب
7 بازدید
[ شِ ] (ع اِ) بالای کوه. ج، شناخیب. (از اقرب الموارد). سر کوه بلند. (ناظم الاطباء). || سر دوش. || مهرهٔ پشت. (ناظم الاطباء). ج، شناخیب. رجوع به شنخوب شود.
کلمات همقافیه با «شنخاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر