معنی شنجودن
6 بازدید
[ شَ دَ ] (مص) رنجانیدن و مجروح ساختن و خراشیدن. (آنندراج). زخم کردن و مجروح ساختن و خراشیدن. (ناظم الاطباء). (شاید دگرگون شدهٔ شخودن باشد).
کلمات همقافیه با «شنجودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر