معنی شنترة
7 بازدید
[ شُ تُ رَ ] (ع اِ) و یفتح علی الضعف [ شَ تَ رَ ] . انگشت. ج، شَناتِر. || مابین دو انگشت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). فضای مابین دو انگشت. (ناظم الاطباء). || انگشت زیادی و ذوالشناتر (شش انگشتی) لقب یکی از ملوک حِمْیَر به همین سبب بوده است. (از اقرب الموارد). || گوشواره. (ناظم الاطباء).[ شَ تَ رَ ] (ع مص) پاره کردن جامه را بر خود: شنتر ثوبه شنترةً. (منتهی الارب). پاره کردن جامه را بر خود. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شنترة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر