معنی شنة
5 بازدید
[ شَ نْ نَ ] (ع اِ) شَنّ. مشک کهنهٔ دریده. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ شَ نْ نَ ] (اِخ) لقب وهب بن خالد جاهلی و ذوالشنة وهب بن خالد است که رهزنی میکرد و با خود شَنّة (مشک کهنهٔ دریده) میداشت. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر