معنی شناوش
9 بازدید
[ شِ وِ ] (اِمص) شناویدن. سباحت و شنا. (ناظم الاطباء). شناوری کردن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «شناوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر