معنی شنان
6 بازدید
[ شُ ] (اِ) مخفف اشنان است و آن گیاهی باشد که بدان رخت شویند. (برهان). اشنان. (فهرست مخزن الادویه) (آنندراج).[ شِ ] (اِ) دارویی است که آن را به یونانی فراسیون گویند و به شیرازی گندنای کوهی خوانند و بعضی گویند به این معنی عربی است. (از برهان). گندنای کوهی و فراسیون. (ناظم الاطباء) (آنندراج).[ شَ ] (ع اِمص) دشمنی و خلاف. لغتی است در شنآن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). رجوع به شنآن شود.[ شُ ] (ع ص) آب متفرق. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || آب سرد. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد).[ شِ ] (ع اِ) جِ شَنّ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به شَنّ شود.[ شَ ] (اِ) آن را در عربی اَمارث گویند و آن قطعه چوبهایی است که به یکدیگر متصل نمایند در آب و سوار آن شوند و شکل آن مانند مشکهای بادکردهٔ بهم بسته و برابرساخته است. (از المعرب جوالیقی). ادی شیر نویسد: این لغت را در فرهنگهای فارسی نیافتم و شاید از سریانی باشد. (از حاشیهٔ المعرب جوالیقی).
کلمات همقافیه با «شنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر