معنی شناط
6 بازدید
[ شِ ] (ع ص) زن نیکو گوشت و تن و نیکورنگ. ج، شِناطات، شَنائط. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ شِ ] (اِخ) نام محلی کنار راه قزوین و زنجان، میان شریف آباد و خرم دره، در ۲۲۱۴۰۰گزی تهران. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شناط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر