معنی شناس درآمدن
7 بازدید
[ شِ دَ مَ دَ ] (مص مرکب) به سابقهٔ معرفتی که بوده است وقوف یافتن. اطلاع بر معرفت قبلی یافتن. دانسته شدن که آشناست. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شناس درآمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر