معنی شناسندگان
6 بازدید
[ شِ سَ دَ / دِ ] (اِ) جِ شناسنده. آگاهان و دانایان و عارفان. (ناظم الاطباء). || کنایه از عرفاست. (یادداشت مؤلف): شحنهٔ غوغای هراسندگان چشمهٔ تدبیر شناسندگان.نظامی. شناسندگان برگرفتند ساز ز دور فلک بازجستند راز.نظامی. ولی چه فایده از گردش زمانه نفیر نکرده اند شناسندگان ز حق فریاد.سعدی.
کلمات همقافیه با «شناسندگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر