معنی شناسا کردن
7 بازدید
[ شِ کَ دَ ] (مص مرکب) تعریف کردن. (فرهنگ فارسی معین). تعریف. (یادداشت مؤلف). || شناساندن. (فرهنگ فارسی معین): تعریف؛ شناسا کردن. (منتهی الارب): استاد رودکی گفته است و زمانه را نیک شناخته است و مردمان را بدو شناسا کرده است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۵). شناسا کن به حکمتهای خویشم برافکن برقع غفلت ز پیشم.نظامی. اوست که ترا به خود شناسا کرده است. (سعدی).
کلمات همقافیه با «شناسا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر