معنی شناخته آمدن
7 بازدید
[ شِ تَ / تِ مَ دَ ] (مص مرکب) معرفت حاصل گشتن. شناخته شدن : این چند نکت از مقامات میر مسعود.... اینجا نبشتم تا شناخته آید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۸۳).
کلمات همقافیه با «شناخته آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر