معنی شناخ
6 بازدید
[ شَ ] (اِ) این کلمه در منتهی الارب در ذیل عامه، مستعام و طوف، بدینسان آمده است: «شناخ که آن را بر آب اندازند. شناخ که بر شکم بندند و از آب گذرند». در برهان شناخ دیده نشد ولی «شَن» را بمعنی خیک کهنه آورده. در حاشیهٔ منتهی الارب شناخ را بمعنی خیک نوشته است و در هر حال ضبط آن معلوم نشد، ظاهراً اگر از «شن» باشد باید شناخ بفتح خواند. خیک. مشک. عامه. طوف. (یادداشت مؤلف).[ شِ ] (ع اِ) بینی کوه. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ذیل اقرب الموارد). بینی کوه و دماغهٔ کوه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شناخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر