معنی شناب
7 بازدید
[ شِ ] (اِ) بمعنی شنا. آب ورزی. (از برهان) (از آنندراج). رجوع به شنا شود.[ شَ ] (اِخ) (بمعنی خشک) نام پادشاه ادمه و او در زمانی که کدرلاعومر بر اراضی سدوم تاخت آورد پادشاه ادمه بود که در عمق سدیم واقع است. (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «شناب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر