معنی شمیز
7 بازدید
[ شَ ] (ص، اِ) کشتکار. زارع. زراعت کننده. کشاورز. (ناظم الاطباء). مُزارع. زراعت کننده. (از برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج).[ شُ ] (اِ) زمینی که برای زراعت و کشاورزی آراسته باشند. (برهان) (فرهنگ جهانگیری) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا).[ شُ ] (فرانسوی، اِ) پوشه. (لغات فرهنگستان). لفافهٔ کاغذی که نوشته های اداری را در آن گذارند. پوشه. (فرهنگ فارسی معین). در فرانسه بمعنی پیراهن است و سابقاً در فارسی پوشه را می گفتند. (از لغات فرهنگستان). رجوع به مادهٔ پوشه شود. || نوعی صفحات کاغذی ضخیم تر از ورق کاغذ و نازکتر از مقوا و از آن جلد کتاب کنند.
کلمات همقافیه با «شمیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر