معنی واژه شملال
4 بازدید
[ شِ ] (ع ص) ناقة شملال؛ ماده شتر سبک شتاب رو. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). اشتر که بشتاب رود. (از مهذب الاسماء). شتر شتابرو. (از اقرب الموارد). || (اِمص) برابری. مساوات. || (اِ) دست چپ. (ناظم الاطباء). || خو. عادت. ج، شمالیل. (یادداشت مؤلف). رجوع به شمال شود. || چپ. ضد یمین. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).