معنی واژه شمغند
6 بازدید
[ شَ غَ ] (ص) زن بدبوی و گنده و متعفن. (ناظم الاطباء) (از برهان). زن بدبو و پیر و آنرا شماغند و شماغنده نیز گفته اند. (انجمن آرا) (از آنندراج). شماگند. لخناء. (یادداشت مؤلف): زن پیر و دراز و زشت و شمغند کند یکدم چو کاهی کوه الوند.راجی. رجوع به شماغند، شماغنده و شمغنده شود. || متعفن و بدبوی از آدمی و غیره. (انجمن آرا) (آنندراج). متعفن. || زشتروی. || لباس چرکین و ناپاک. || (اِ) ناپاکی. پلیدی. چرکینی. (ناظم الاطباء).