معنی واژه شمعچه
4 بازدید
[ شَ چَ / چِ ] (اِ مصغر) شمع خرد استصباح را. (یادداشت مؤلف). || تیر کوچک که زیر دیوار یا سقف شکسته نهند نیوفتادن آنرا. (یادداشت مؤلف). رجوع به شمع شود. || کبریت که به جای چوب مادهٔ شمعی دارد. شمع سخت خرد که بر سر آن گوگرد باشد و چون کبریت بکار برند. (یادداشت مؤلف).