معنی واژه شمعصفت
5 بازدید
[ شَ صِ فَ ] (ص مرکب) شمع سان. همچون شمع. مانند شمع. که چون شمع فروزان و درخشان و سوزان باشد: در پس هر ذره ای سوخته ای بهر او شمع صفت تا به صبح بر قدم انتظار.خاقانی. آرزو می کندم شمع صفت پیش وجودت که سراپای بسوزند من بی سر و پا را. سعدی. رجوع به مادهٔ شمع سان شود.