معنی شمط

معنی شمط

6 بازدید
[ شَ مَ ] (اِ) شمد. (یادداشت مؤلف). نهالی منقش. (لغتنامهٔ دیوان نظام قاری): به کتان و شمط برافرازیم علم از بام این کبود حصار.نظام قاری. خوشا آن شمطها و آن صاحبی ها که آرند سوغات ما را صواحب.نظام قاری. قسم بداد به سی پارهٔ درزیان شمط که گر عزا بودت پیش زین غزا مگذر. نظام قاری.
[ شَ ] (ع مص) درآمیختن چیزی را به چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پر کردن آوند را. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). پر کردن ظرف را. (از اقرب الموارد). || برافتادن غورهٔ خرمابن. || فشانده شدن برگهای درخت. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
[ شَ مْ / شِ مْ / شَ مَ ] (ع اِ) توابل و دیگ افزار را گویند: قدر تسع شاة بشمطها؛ یعنی وسعت یک گوسفند با دیگ افزار دارد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تابل. ج، شِماط، اشماط. (از اقرب الموارد). رجوع به شماط و تابل شود.
[ شَ مَ ] (ع اِ) سپیدی موی به سیاهی درآمیخته. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
[ شُ ] (ع ص، اِ) جِ اشمط و شمطاء. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به اشمط و شمطاء شود.
[ شَ مَ ] (ع مص) سپید سیاه موی شدن مرد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «شمط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید