معنی شمشک

معنی شمشک

7 بازدید
[ شِ مَ ] (هزوارش، اِ) به لغت زند: کنجد. (ناظم الاطباء). به لغت زند و پازند کنجد را گویند و آن دانه ای باشد معروف و از آن روغن گیرند. (آنندراج) (برهان).
[ شِ شَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رودبار قصران بخش افجهٔ شهرستان تهران. محصول عمدهٔ آنجا غلات و قلمستان. سکنهٔ آن ۱۴۶۵ تن. آب آن از چشمه و رودخانه. شمشک از چهار محل تشکیل شده است. چند دکان و چندین معدن زغال سنگ دارد که استخراج می شود و در حدود ۱۲۰۰ تن کارگر در معدن زغال سنگ کار می کنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱). شمشک امروز از ییلاقها و تفرجگاههای ساکنان تهران در فصل تابستان و محل بازیهای اسکی در زمستان می باشد. (یادداشت مؤلف). شمشک از توابع تهران و دارای معدن زغال سنگ است. منطقهٔ زغال سنگی شمشک و توابع آن که در شمال غربی تهران واقع گردیده، بیشتر از ده فرسخ امتداد داشته و از سمت مغرب به مشرق ممتد و کلیهٔ طبقات زغال سنگی این ناحیه از دو طرف معین از بالا و پایین محدود است به دو طبقه از نمکهای ضخیم و معین و معلوم که طبقهٔ تحتانی آن در کلیهٔ طول خط از اقسام احجار گل رسی و شنی می باشد و طبقهٔ فوقانی عبارت است از احجاری که با احجار آهکی مخلوط می باشد. طبقهٔ زغال سنگی به انضمام طبقات فوقانی و تحتانی آن در طول خط به واسطهٔ رودخانه ها و دره ها قطع می شود. طبقاتی که فعلاً در شمشک موجود است، با تعیین قطر به قرار ذیل است: ۱- طبقهٔ عسلی اعظم به قطر ۷۹ سانتیمتر. ۲- طبقهٔ توسرگانی به قطر یک متر. ۳- طبقهٔ شاهرگ به قطر دو متر. ۴- طبقهٔ بدون اسم به قطر ۸۸ سانتیمتر. ۵- طبقهٔ روی نهر به قطر یک متر. ۶- طبقهٔ بدون اسم به قطر ۷۶ سانتیمتر تا یک متر. ۷- طبقهٔ لازیس به قطر یک متر الی ۱۴ متر. ۸- طبقهٔ لازیس به قطر ۷۵ سانتی متر. ۹- طبقهٔ بدون اسم به قطر یک متر. ۱۰- طبقهٔ بدون اسم به قطر یک متر. چهار طبقهٔ دیگر دنبالهٔ این طبقات واقع شده و اسامی آنها به قرار ذیل است: احمدی، اسدی، شوراب که خود دو طبقه است. معادن شمشک دارای اهمیت زیاد و جنس زغال آن خوب است و آن را بطریق علمی استخراج می کنند و زغال آن در شهر تهران به مصرف سوخت و کارخانه ها می رسد. (از جغرافیای اقتصادی کیهان).

کلمات هم‌قافیه با «شمشک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید