معنی شمسی

معنی شمسی

5 بازدید
[ شَ ] (ص نسبی) نسبت به عبد شمس. (منتهی الارب). || منسوب به شمس که آفتاب بود. (ناظم الاطباء). - حروف شمسی؛ حروفی هستند که وقتی در اول کلمه می آیند با آوردن حرف (ال) به اول آنها حرف لام تلفظ نمی شود و آن حروف مشدد خوانده می شوند، چون شمس با حرف (شین) شروع شده و شین خود از آن دسته حروف است لذا آنها را حروف شمسی نامیده اند، حروف شمسی ۱۴ تا هستند و عبارتند از: ت، ث، د، ذ، ر، ز، س، ش، ص، ض، ط، ظ، ل، ن. مقابل حروف قمری. (از یادداشت مؤلف). - سال شمسی؛ سال خورشیدی. سالی که بر حسب حرکت زمین به دور خورشید حساب می شود، یعنی دوازده ماه یا سیصد و شصت و پنج روز و پنج ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه یک دور حرکت انتقالی زمین به دور خورشید (از اول فروردین تا آخر اسفند). مقابل سال قمری، که بر حسب گردش ماه است. (یادداشت مؤلف).
[ شَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رستاق بخش اشکذر شهرستان یزد. سکنهٔ آن ۱۰۷۵ تن. آب آن از قنات. راه آن ماشین رو. دبستان، پاسگاه ژاندارمری و یک گنبد قدیمی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ شَ ] (اِخ) از گویندگان معاصر سلطان سعید و مداح اوست. ابیات زیر از اوست: کشیدی خنجر و آیینهٔ رخسار خود کردی به چشم عاشقان نظارهٔ دیدار خود کردی. ز رویم آن زمان اشک ندامت پاک خواهد شد که سر در راه آن سرو خرامان خاک خواهد شد. (از مجالس النفائس ص ۳۰۶).
[ شَ ] (اِخ) بدخشانی. شاعری شوخ طبع و بذله گو و از معاصران مولانا جامی در قرن نهم هجری بود. از اشعار او است: چشمان من به رویت در عاشقی چنانند کز رشک یکدگر را دیدن نمی توانند. (از مجالس النفائس ص ۱۱۸). رجوع به فرهنگ سخنوران شود.
[ شَ ] (اِخ) بغدادی. از گویندگان قرن دهم هجری و شیعهٔ متعصب است و اشعار فراوانی دارد، از آن جمله است: گر چنین صابون پیاپی آید از شهر حلب ضامن صابون از اینجا خیمه بیرون می زند. (از مجمع الخواص ص ۲۹۶ و فرهنگ سخنوران).

کلمات هم‌قافیه با «شمسی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید