معنی شمردل

معنی شمردل

6 بازدید
[ شَ مَ دَ ] (ع ص) جوان سبک و شتاب رو از شتر و جز آن . (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). چست. شتر نیکو و تیزرو. (دهار). چست. نیک رفتار. (مقدمهٔ لغت میر سیدشریف جرجانی ص ۳). || نیکوخلقت. خوب سیرت . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || اشتری نیکوخلق و دراز. (مهذب الاسماء). شمردلة. || مرد جوان باقوت. (دهار). جوان قوی از هرچه باشد. (مقدمهٔ لغت میرسیدشریف جرجانی ص ۳). || دراز. (از اقرب الموارد). شمردلی.
[ شَ مَ دَ ] (اِخ) ابن شریک بن عبدالملک، شاعر هجاء عرب متوفا در حدود سال ۸۰ هـ . ق. وی از بنی ثعلبةبن یربوع از تمیم بود و قصیده و رجز را نیکو می گفت. (فرهنگ فارسی معین).
[ شَ مَ دَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن رؤبةبن سلمهٔ لیثی، از شاعران عرب در دورهٔ اموی متوفای حدود سال ۱۰۷ هـ . ق. و معاصر جریر و فرزدق و ساکن خراسان بود و مرثیه نیکو می سرود. (فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «شمردل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید