معنی شمرخة
5 بازدید
[ شَ رَ خَ ] (ع مص) سرشاخ بریدن. || خوشهٔ انگور چیدن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). منه: قولهم شمرخ العذق؛ بتراش خوشهٔ خرما را به داس. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شمرخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر