معنی شمخ
10 بازدید
[ شَ مَ ] (ع ص) نیة شمخ؛ نیت دور و بلند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ شَ ] (ع مص) بلند شدن کوه. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). بلند شدن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (دهار). سمق (که سین به شین و قاف به خاء تبدیل شده است). (از نشوءاللغة ص ۲۰). رجوع به سمق شود. || بینی خود را بالا کشیدن از راه تکبر و غرور. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج).[ شُ مْ مَ ] (ع ص، اِ) جِ شامخ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به شامخ شود.
کلمات همقافیه با «شمخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مخ» برای سرودن شعر