معنی شماگنده
5 بازدید
[ شَ گَ دَ / دِ ] (ص) شماگند. شماغند. شمغند. شمغنده. بدبوی. متعفن. || زن بدبوی (خصوصاً). (فرهنگ فارسی معین). رجوع به شماغنده شود.
کلمات همقافیه با «شماگنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر