معنی شماسی
6 بازدید
[ شَ مْ ما ] (حامص) صفت و شغل شماس. (یادداشت مؤلف). || (ص نسبی) منسوب به شماس. آنچه به شماس منسوب و مربوط است : روز شنبه ز دیر شماسی خیمه زد در سواد عباسی.نظامی. کمر به عشق بتانی ببسته ای که میان ببسته اند به زنارهای شماسی. فلکی شروانی. || شخصی که بر دین شماس باشد. (غیاث) (آنندراج). رجوع به شماس شود.[ شَ مْ ما ] (ص نسبی) منسوب است به دو جا در بغداد، یکی باب الشماسیة است و دومی درب شماس. (از لباب الانساب).[ شَ مْ ما ] (اِخ) ابومنصور احمدبن محمودبن اسحاق مقری شماسی. او قرآن را نزد ابوحفص کتانی خواند و از او روایت کرد و خطیب ابوبکر قرآن را بر وی خواند. شماسی به سال ۴۳۰ هـ . ق. درگذشت. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «شماسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر