معنی شماری
5 بازدید
[ شُ ] (ص نسبی) عددی. (یادداشت مؤلف). || حساب کننده. (ناظم الاطباء). || معدود. معدوده. کوتاه. کم. متناهی. محدود. (یادداشت مؤلف): زیرا که همی هر چگونه باشد هم بگذرد این مدت شماری.ناصرخسرو. تویی علت عمر جاوید، ارچه همی خواهی از خلق عمر شماری. ناصرخسرو. || (اِ) سبحه. (ناظم الاطباء). || قطلب. حناالاحمر. قیقب. قیقبان. عصیرالدب. (یادداشت مؤلف). || (حامص) مخفف شمارندگی در ترکیبات: سرشماری. ستاره شماری. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شماری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر