معنی شمارگاه
6 بازدید
[ شُ ] (اِ مرکب) موقف. مقام. (یادداشت مؤلف). || دفترخانه. (ناظم الاطباء). || دیوان محاسبات. (یادداشت مؤلف). آخرین محکمهٔ قضاوت. (ناظم الاطباء): کاشکی تا من خاک بودمی... و مرا به شمارگاه نیاوردندی. (تفسیر ابوالفتوح رازی ج ۵ ص ۴۶۶). رجوع به شمارکار شود. || موقف در قیامت. آنجا که حساب پرسند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شمارگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر