معنی شماره
7 بازدید
[ شُ رَ / رِ ] (اِ) تعداد. اندازه. حساب. (ناظم الاطباء). عدد. عد. شمار. شمارش. (یادداشت مؤلف). - از شماره برون شدن؛ بی حد و حساب شدن. بیرون از اندازه و حساب گشتن : فضل ترا همی نبود منتهی پدید آنرا که از شماره برون شد چه منتهی است. فرخی. اگر خواهی سپاهش را شماره برون باید شد از حد اماره . (ویس و رامین). - به شماره افتادن نفس؛ بُهر. (یادداشت مؤلف). بُهر در منتهی الارب بمعنی تاسه آمده و یکی از معانی تاسه در برهان چنین است: پی در پی نفس زدن مردم و اسب و حیوان دیگر از کثرت گرما یا تلاش کردن و دویدن همچنین بمعنی صدای نفس کشیدن هست. رجوع به تاس و تاسه و تاسیدن در برهان شود. - شماره کردن؛ احصاء. (یادداشت مؤلف). - || حساب کردن. شمردن. (ناظم الاطباء). || عداد. شمار. (یادداشت مؤلف). || نمره: شمارهٔ منزل. شمارهٔ اتومبیل. (یادداشت مؤلف). - شمارهٔ ترتیب؛ نمره ای که به شیئی یا شخصی به ترتیب (تقدم مرتبه، الفبایی نام خانوادگی، زودتر رسیدن و غیره) دهند. نمرهٔ ترتیب. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شماره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر