معنی شمائل
7 بازدید
[ شَ ءِ ] (ع اِ) جِ شَمال (علی غیر قیاس). (منتهی الارب). || جِ شمال. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || شمایل. شکل. وضع : هرنکته ای که گفتم در وصف آن شمائل هر کس شنید گفتا لله در قائل.حافظ. رجوع به شمایل شود. || (اصطلاح تصوف) امتزاج جمالیات و جلالیات است. (از کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «شمائل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئل» برای سرودن شعر