معنی شل و شفته
6 بازدید
[ شُ لُ شِ تَ / تِ ] (ص مرکب، از اتباع) آبکی. مقابل سفت. مقابل محکم. (یادداشت مؤلف). || طعام درهم نیامیخته. طعام جانیفتاده بر اثر خوب نپختن و این چنین غذا را اصطلاحاً گویند: آبش یک طرف است دانش یک طرف. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شل و شفته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر