معنی شلیخ
7 بازدید
[ شَ ] (اِ) صدا. آواز. (ناظم الاطباء) (برهان) (فرهنگ جهانگیری). آواز. (آنندراج) (از انجمن آرا): نعره در وی شلیخ موسیقی ناله در وی نوای موسیقار.رشید وطواط. || جانماز، یعنی بساط کوچک و یا حصیری که گسترده و بر روی آن نماز خوانند. (ناظم الاطباء). شلنج.
کلمات همقافیه با «شلیخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یخ» برای سرودن شعر