معنی شلپوی
9 بازدید
[ شَ ] (اِ مرکب) آواز پا هنگام راه رفتن. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از انجمن آرا) (از برهان). آواز پای مردم که نرم و آهسته روند در شب و غیره. (فرهنگ اوبهی). بانگ پای مردم که نرم روند. (صحاح الفرس) (از لغت فرس اسدی). آواز پای باشد که هنگام رفتن برآید و آنرا چمچمه نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری): توانگر به نزدیک زن خفته بود که در خواب شلپوی مردم شنود. ابوشکور بلخی (از فرهنگ اوبهی). || آواز گلوی خفته که آنرا پخست نیز گویند. (صحاح الفرس). در تداول عوام، بانگ گلوی خفته بود. (از لغت فرس اسدی). || صدای آهسته. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شلپوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر