معنی شلپ
8 بازدید
[ شِ لِ ] (اِ صوت) صدای فروافتادن چیزی در آب. (در لهجهٔ گناباد خراسان) (یادداشت پروین گنابادی). چلپ. - شلپ شلپ کردن؛ فروافکندن چیزها پیاپی در آب و پراکندن به اطراف یا زدن کف دست بر آب و پراکندن آب به هر سو. || آوای سیلی که بر صورت کسی زنند. شرپ. || آوای بوسیدن. (فرهنگ فارسی معین). - شلپ شلپ بوسیدن؛ پشت سر هم و با صدا بوسیدن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شلپ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لپ» برای سرودن شعر