معنی شلوه
7 بازدید
[ شَ لْ وَ ] (اِخ) نام دلیری بوده از بزرگان ارمنستان که در فتنهٔ چنگیزی خروج کرده و با ایوانی نام از اهل آن ولایت معاهده کرده که با سپاه بسیار به آذربایجان آمده بعد از تسخیر ایران ملت اسلام را برانداخته کیش حضرت مسیح را رواج دهند و چون وی به مرند رسید سلطان جلال الدین خوارزمشاه که از هند بازگشته بود با سی هزار کس متوجه گرجستان شد و در کز به ایشان رسید و لشکر ایشان را شکست داد و شلوه و ایوانی را اسیر کرد و آن کافری عظیم الجثه و قوی هیکل بود و گفته بود صاحب ذوالفقار کجاست تا ضرب تیغ آتشبار مرا بیند. چون خبث عقیدهٔ او بر سلطان روشن گشت به ضرب شمشیری که در دست داشت شلوه را به دو نیم کرد و ایوانی را نیز بکشت و بر گرجستان مظفر شد. (انجمن آرا) (آنندراج).[ شِ لْ وِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مغان بخش گرمی شهرستان اردبیل. سکنهٔ آن ۲۴۲ تن. آب آن از چشمه. محصول عمدهٔ آنجا غلات و حبوب. در دو محل به فاصلهٔ دوهزار گز بنام شلوهٔ بالا و شلوهٔ پایین مشهور. سکنهٔ شلوهٔ بالا ۱۳۵ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «شلوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر