معنی شلنگ زدن
8 بازدید
[ شَ لَ / شِ لِ / لَ زَ دَ ] (مص مرکب) با پا زدن. لگد زدن. شلنگ انداختن : کدام صاحب آن صاحبی که دور عنانش به پشتهای فلک میزند شلنگ ستاره. حکیم زلالی (از آنندراج). ... و در بحر حیرت شلنگ میزدند. (تاریخ گلستانه). پیک گردون کش ز انجم هست چندین رنگ رز بر هوای آستانت میزند دایم شلنگ.کاتبی.
کلمات همقافیه با «شلنگ زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر