معنی شلخت
7 بازدید
[ شَ لَ ] (اِ) لگدی که با پشت پا و یا سر زانو بر نرمگاه و نشستگاه کسی در بازی و یا از روی خشم و غضب زنند. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از آنندراج). اردنگ. اردنگی. زفکنه (در تداول مردم قزوین). تیپا. رجوع به شلخته و مترادفات دیگر کلمه شود.
کلمات همقافیه با «شلخت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خت» برای سرودن شعر