معنی شلجم
7 بازدید
[ شَ جَ ] (معرب، اِ) معرب شلغم. (آنندراج). مأخوذ از شلغم فارسی و بمعنی آن. (ناظم الاطباء). سلجم. لفت. شلغم. (از یادداشت مؤلف). شلجم را عرب لفت خوانند. (نزهةالقلوب): به هر جریب از بقول و خیارزار و جالیز و جزر و شلجم و ... دیگر خضریات. (ترجمهٔ تاریخ قم ص ۱۱۲). رجوع به شلغم، تحفهٔ حکیم مؤمن، اختیارات بدیعی و تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ص ۳۲۳ شود.
کلمات همقافیه با «شلجم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جم» برای سرودن شعر