معنی شلاحب
6 بازدید
[ ] (اِ) شلاجه. گویند مادهٔ آن بول گورخر است که بتدریج در سنگ و سطح سفت و سخت کوه جمع شود و مانند صمغ که بر درختان چسبد بدانجا می چسبد. نیکوترین او آن بود که رنگ او سیاه بود و بوی او به بوی بول گاو شبیه بود. برخی گفته اند که تولد آن از بول نهاز کوهی است و بعضی گفته اند که از بول حیوانی است که عرب او را دبر گوید. (از تذکرهٔ صیدنهٔ ابوریحان بیرونی). رجوع به شلاجه شود.
کلمات همقافیه با «شلاحب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حب» برای سرودن شعر