معنی شقیص
6 بازدید
[ شَ ] (ع اِمص) شراکت و انبازی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || (ص، اِ) اسب نیکو. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). اسب بسیاررو. (مهذب الاسماء). || تعجیل و سرعت. || دویدگی اسب. || حصه و بهره و نصیب. (ناظم الاطباء). جزئی و بهری از مالی خاصه غیرمفروز. (یادداشت مؤلف). || شریک. انباز. (ناظم الاطباء): هو شقیصی؛ ای شریکی فی شقص من الارض؛ او شریک من است در قطعه ای از آن زمین. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). انباز. (آنندراج). شریک. سهیم. انباز. (یادداشت مؤلف). || اندک از بسیار. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شقیص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یص» برای سرودن شعر