معنی شقل
4 بازدید
[ شَ ] (ع مص) آرمیدن با زن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || وزن کردن دینار و سنجیدن آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). معرب بابلی «شغلو»، سنجیدن و وزن کردن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر