معنی شقص
8 بازدید
[ شِ ] (ع اِ) بهره و نصیب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بهره. (دهار). نصیب. (اقرب الموارد). بهر. بخش. قسمت. (یادداشت مؤلف). سهم . (اقرب الموارد) (یادداشت مؤلف). || انبازی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (یادداشت مؤلف) (از اقرب الموارد). || پاره ای از زمین. ج، اشقاص. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). پاره ای از زمین. (مقدمهٔ لغت میر سیدشریف جرجانی ص ۳) (از مهذب الاسماء). || پاره و اندک از هر چیز بسیار، یا عام است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). طایفه ای از چیزی. (مقدمهٔ لغت میر سیدشریف جرجانی ص ۳) (مهذب الاسماء). || پاره ای از چیزی. (دهار) (از اقرب الموارد). پاره. قطعه. جزء. (یادداشت مؤلف). || اسب نیکو. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شقص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قص» برای سرودن شعر