معنی شقشقة
11 بازدید
[ شَ شَ قَ ] (ع مص) بانگ کردن شتر نر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی) (از غیاث) (از اقرب الموارد). || آواز کردن گنجشک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از مهذب الاسماء) (المصادر زوزنی) (از اقرب الموارد).[ شِ شِ قَ ] (ع اِ) شقشقه. شُش مانندی که شتر در وقت بانگ و مستی از دهان بیرون آرد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). ج، شقاشق. عَلِکة. قُراقِرة. قَرْقارة. لهات شتر. لفج. ذات الشام. دبه. لفجن. (یادداشت مؤلف). آنچه شتر از گلو برآرد مانند سلی. (السامی فی الاسامی): هدیر، هدر، تهدیر؛ بانگ کردن شتر بی شقشقة. (منتهی الارب). || فصیح و شریف. گویند: فلان شقشقة قومه؛ ای شریفهم و فصیحهم. (از اقرب الموارد). و یقال للفصیح: هدر شقشقته. (اقرب الموارد). || مجازاً، زبان. ج، شقاشق. (یادداشت مؤلف). - ذوشقشقة؛ خطیب. (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). سخت زبان آور و بلندآواز. (یادداشت مؤلف). || بانگ شتر نر و گنجشک در گشنی. (یادداشت مؤلف). بانگ بنجشگ. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «شقشقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر