معنی شقری
7 بازدید
[ شِ را ] (ع اِ) نوعی از خرمای نیکو و اعلا. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ شُ ری ی ] (ص نسبی) منسوب است به شقرةبن نکرةبن لکیزبن افصی بن عبدالقیس که قبیله ای از آنان هست. (از لباب الانساب). منسوب به شقرة که نام پدر قبیله است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ شَ ری ی ] (ص نسبی) منسوب است به شقرةبن الحارث بن تهم که نام اصلی او معاویه است. || منسوب است به شقرةبن نبت بن ادد. (از لباب الانساب).[ شَ ری ی ] (اِخ) ابوبکر مطرف بن معقل شقری تمیمی. از ابن سیرین و حسن و شعبی روایت کرد، و نضربن شمیل و ابوداود طیالسی و جز وی از او روایت دارند. اخبار او موثق است. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «شقری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر